repiquage

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁə.pi.kaʒ\/

اسم

  1. عمل دوباره سوزن زدن یا کاشتن
  2. انتقال نشا از بذر به مکان دیگر
  3. چاپ متن شخصی روی اسناد چاپ‌شده پیشین
  4. دوباره‌نویسی یا تکرار
  5. کشت دوباره کلنی باکتری
  6. هماهنگ‌سازی صدا و تصویر هنگام مونتاژ
  7. تعمیر موضعی سنگفرش خیابان
  8. رونویسی نت از روی گوش

مثال‌ها