régularisation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ʁe.ɡy.la.ʁi.za.sjɔ̃\/

اسم

  1. عمل قانونمند کردن یا منظم کردن
  2. دریافت اجازه اقامت پس از دوره غیرقانونی
  3. عمل منظم کردن
  4. تبدیل به جنگل منظم
  5. ازدواج افراد پس از زندگی مشترک غیررسمی

مثال‌ها