questionner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\kɛs.tjɔ.ne\/

Conjugaison du verbe questionner

فعل

  1. کسی را بازجویی کردن، سؤال پرسیدن از او
  2. به بازجویی رفتن، بازجویی با شکنجه
  3. به طور عادت سؤالات مزاحم پرسیدن
  4. مورد شک قرار دادن، زیر سؤال بردن، انتقاد کردن، به چالش کشیدن

مثال‌ها