مقایسهای و عالی (plus, moins, le plus)
برای مقایسه، plus (بیشتر)، moins (کمتر) یا aussi (به همان اندازه) پیش از صفت میآید و que بعد از آن. برای عالی، حرفِ تعریف اضافه میشود: le plus grand. فارسی همین را با «-تر» و «-ترین» میسازد، پس ساخت آشناست — تله در صورتهای بیقاعده است.
در یک نگاه
plus / moins / aussi + صفت + que
- Il est plus grand que moi.از من بلندتر است.
- C’est moins cher qu’avant.از قبل ارزانتر است.
- C’est le plus grand musée.بزرگترین موزه است.
مقایسه
| ساخت | معنی | نمونه |
|---|---|---|
| plus … que | بیشتر از | plus grand que moi |
| moins … que | کمتر از | moins cher que ça |
| aussi … que | بهاندازهٔ | aussi grand que toi |
صفتِ عالی
همان ساخت، فقط با حرفِ تعریف. و اگر صفت بعد از اسم بیاید، حرفِ تعریف دو بار میآید.
- le plus grand muséeبزرگترین موزه
- la ville la plus intéressanteجالبترین شهر
- C’est le moins cher.ارزانترین است.
«از میانِ» با de بیان میشود، نه با dans:
- le plus grand de la classeبلندترینِ کلاس
- la meilleure du mondeبهترینِ دنیا
صورتهای بیقاعده
چهار صورت بیقاعدهاند و همان چهار تا پرکاربردتریناند. این جدول قلبِ درس است.
| پایه | نوع | مقایسهای | عالی |
|---|---|---|---|
| bon — خوب | صفت | meilleur | le meilleur |
| bien — خوب | قید | mieux | le mieux |
| mauvais — بد | صفت | pire / plus mauvais | le pire |
| mal — بد | قید | pis / plus mal | le pis |
مقایسه با اسم و فعل
وقتی چیزی را میشمارید یا اندازه میگیرید، de اضافه میشود. و برای مقایسهٔ خودِ فعل، plus و moins بعد از فعل میآیند.
| چه چیزی مقایسه میشود | ساخت | نمونه |
|---|---|---|
| صفت | plus + صفت + que | plus grand que |
| قید | plus + قید + que | plus vite que |
| اسم | plus de + اسم + que | plus de livres que |
| فعل | فعل + plus que | Il travaille plus que moi. |
برای فارسیزبانها
ساختِ مقایسه در فارسی و فرانسه تقریباً یکی است، فقط فارسی آن را با پسوند میسازد و فرانسه با واژهٔ جدا.
| فارسی | فرانسه | الگو |
|---|---|---|
| بلندتر از من | plus grand que moi | -تر ← plus … que |
| ارزانتر | moins cher | -تر با معنای کمتر |
| بهاندازهٔ تو | aussi grand que toi | aussi … que |
| بزرگترین | le plus grand | -ترین ← le plus |
حتی «از» فارسی هم دقیقاً معادلِ que است: «از من بلندتر» ← «plus grand que moi». پس نه مفهوم تازه است و نه ترتیب. این درس عملاً یادگیریِ چهار واژه است.
| فارسی | فرانسه | چرا |
|---|---|---|
| این کتاب بهتر است | Ce livre est meilleur. | صفت ← meilleur |
| او بهتر مینویسد | Il écrit mieux. | قید ← mieux |
| بهترین کتاب | le meilleur livre | صفتِ عالی |
| بهتر از همه میداند | Il sait le mieux. | قیدِ عالی |
آزمونِ عملی: اگر «بهتر» چیزی را توصیف میکند (اسم) ← meilleur. اگر میگوید کاری چطور انجام میشود (فعل) ← mieux. همین یک تمایز، بیشترِ خطاهای این درس را حل میکند.
یک نکتهٔ کوچکِ دیگر: meilleur صفت است، پس مثلِ هر صفتی مطابقت میکند — meilleure، meilleurs، meilleures. mieux قید است و هرگز تغییر نمیکند.
اشتباههای رایج
Il est plus bon que moi.
Il est meilleur que moi.
«plus bon» در فرانسه وجود ندارد.
Il écrit meilleur.
Il écrit mieux.
اینجا فعل توصیف میشود، پس قید لازم است.
C’est le meilleur livre… c’est le mieux livre
C’est le meilleur livre.
کتاب اسم است، پس صفت میخواهد نه قید.
plus grand que je
plus grand que moi
بعد از que ضمیرِ تأکیدی میآید.
le plus grand dans la classe
le plus grand de la classe
«از میانِ» با de بیان میشود.
J’ai plus livres que toi.
J’ai plus de livres que toi.
با اسم، plus حرفِ اضافهٔ de میگیرد.
نکتههای بیشتر
de plus en plus / de moins en moins
برای تغییرِ تدریجی — همان «هر روز بیشتر» فارسی.
- Il fait de plus en plus froid.هوا هی سردتر میشود.
- J’ai de moins en moins de temps.وقتم هی کمتر میشود.
plus … plus …
ساختِ «هرچه … بیشتر …»، بدونِ هیچ واژهٔ رابطی.
- Plus je travaille, plus je progresse.هرچه بیشتر کار میکنم، بیشتر پیش میروم.