quadrilatère

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · صفت · /\kwa.dʁi.la.tɛʁ\/

اسم

  1. چهارضلعی
  2. فضایی محدود به چهار ضلع
  3. بلوک زمین محصور میان خیابان‌های اطراف
  4. فضایی محدود به چهار ضلع با چهار دژ در گوشه‌ها

صفت

  1. دارای چهار ضلع

مثال‌ها