provincialisme

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pʁɔ.vɛ̃.sja.lism\/

اسم

  1. عبارت ویژهٔ یک استان
  2. دلبستگی عاطفی به استان خود
  3. گرایش به دفاع از حقوق استان‌ها در برابر دولت فدرال (کانادا)
  4. محدود ماندن به نقش دولت استانی در برابر برنامه‌ریزی برای استقلال کبک
  5. ویژگی یک واحد جغرافیایی

مثال‌ها