که طرحها یا خطوطی به شکل موج دارد. به ویژه در هرالدیک برای توصیف سپرها
مثالها
Ces rocs nuds n’ont rien de grand, ni de pittoresque. Leurs cimes sont ondées ; & leurs formes, faiblement prononcées. Mais du côté de la mer, la vue est de la plus grande beauté. — این صخرههای برهنه هیچ چیز بزرگی یا منظرهداری ندارند. قلههایشان موجدار است و شکلهایشان به ضعف بیان شده. اما از سمت دریا، منظره بسیار زیباست.
Sur la rue, la maison présentait cette façade de moellons ravalée en plâtre, ondée par le temps et rayée par le crochet du maçon de manière à figurer des pierres de taille. — از سمت خیابان، خانه این نمای سنگریزهای گچکاریشده را نشان میداد که زمان آن را موجدار کرده و قلاب بنّا آن را خطخطی کرده تا سنگهای تراشیده را نشان دهد.
Rieuse et les yeux clos, je plongerai ma tête
Que tu verras parmi les herbes disparaître
Dans le remous ondé de mes grands cheveux d’or. — خندان و با چشمان بسته، سرم را فرو خواهم برد که تو آن را در میان علفها ناپدید خواهی دید در گرداب موجدار موهای بلند طلاییام.