ondoyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɔ̃.dwa.je\/

Conjugaison du verbe ondoyer

فعل

  1. تکان خوردن به صورت موجی و پیچ‌دار
  2. رشد و کاهش متوالی
  3. فاقد ثبات در عقاید، اتخاذ مواضع متفاوت با انعطاف
  4. تعمید با ریختن آب بر سر به نام تثلیث بدون مراسم کامل

مثال‌ها