liaisonner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ljɛ.zo.ne\/

Conjugaison du verbe liaisonner

فعل

  1. درزگیری سنگ‌ها و آجرهای بنا
  2. پر کردن درزها با ملات
  3. چیدن آجر و سنگ به‌گونه‌ای که درزها هم‌راستا نباشند
  4. میخ‌کوبیدن تخته‌ها با فاصله‌گذاری مناسب روی تیرها

مثال‌ها