langueyer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\lɑ̃.ɡe.je\/

Conjugaison du verbe langueyer

فعل

  1. معاینه زبان خوک برای تشخیص سلامت یا ابتلا به بیماری
  2. مجهز کردن ساز موسیقی به زبانه‌ها مانند لوله‌های ارگ

مثال‌ها