ignorer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\i.ɲɔ.ʁe\/

Conjugaison du verbe ignorer

فعل

  1. ندانستن، بی‌خبر بودن از؛ نشناختن
  2. خود را نشناختن؛ تصورِ درستی از خود و توانِ خود نداشتن
  3. چیزی را به کار نبستن، بلد نبودن
  4. نادیده گرفتن، به حساب نیاوردن؛ چنان رفتار کردن که گویی نیست

مثال‌ها