garrotter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ɡa.ʁɔ.te\/

Conjugaison du verbe garrotter

فعل

  1. بستن با طناب محکم
  2. اعدام با دستگاه خفه‌کن
  3. گرفتن همه تدابیر برای جلوگیری از تخلف از تعهدات

مثال‌ها