électrocuter

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.lɛk.tʁɔ.ky.te\/

Conjugaison du verbe électrocuter

فعل

  1. دچار برق‌گرفتگی کردن، برق‌گرفتگی ایجاد کردن
  2. با صندلی الکتریکی اعدام کردن
  3. دچار برق‌گرفتگی شدن

مثال‌ها