éborgner

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\e.bɔʁ.ɲe\/

Conjugaison du verbe éborgner

فعل

  1. کور کردن یک چشم
  2. ایجاد تصور از دست دادن بخشی از چهره
  3. زدودن جوانه‌های اضافی درخت
  4. ساختن بنایی در برابر خانه که نور و منظره آن را بگیرد

مثال‌ها