désosser

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.zɔ.se\/

Conjugaison du verbe désosser

فعل

  1. جدا کردن استخوان از گوشت حیوان.
  2. از هم جدا کردن و قطعه‌قطعه کردن.
  3. کاهش استحکام یک لایحه قانونی.
  4. کاملاً در دعوا نابود کردن.

مثال‌ها