déchainer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\de.ʃe.ne\/

Conjugaison du verbe déchainer

فعل

  1. از زنجیر باز کردن، رها کردن
  2. بیداد کردن، به شدت خشمگین شدن یا طوفانی شدن
  3. برانگیختن خشم کسی، تحریک کردن به خشونت
  4. با خشونت به کسی حمله کردن، خشم خود را سر کسی خالی کردن
  5. افسارگسیخته؛ دربارهٔ کسی که دیگر جلوِ زیاده‌رویِ رفتار یا گفتارش را نمی‌توان گرفت

مثال‌ها