davier
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\da.vje\/
اسم
- نوعی انبر یا میله آهنی برای مصارف گوناگون.
- ابزار دندانپزشکی برای کشیدن دندان.
- انبر نگهدارنده استخوان در جراحی.
- ابزار بشکهساز برای جا زدن حلقهها.
- میله آهنی جابجایی قطعه آهن روی سندان.
- قرقره افقی برای عبور کابل یا زنجیر.
- پرس نجار یا بنا برای فشردن قطعات.
- چرخ دندانهدار پایین پمپ تسبیحی.
مثالها
- Davier de Bonnet ; davier de Lambotte.
- Éviter que la manille de liaison entre la chaîne et l’ancre ne se coince dans le davier.