couloire
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ku.lwaʁ\/
اسم
ظرف داروسازی برای صاف کردن مایع یا عصاره
صافی برای آبکشیدن پنیر
سیمی برای ساختن سنجاق
Mots liés
coulomb
coulombs
coulons
coulpe
coulure
country
countryman
coup
coup dans l’eau
coup de bec
coup de circuit
coup de dent
coup de feu
coup de fil
coup de filet
coup de foudre
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی