convoluté

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · /\kɔ̃.vɔ.ly.tɛ\/

صفت

  1. پیچیده به شکل مخروط دور چیزی یا به خود
  2. پیچیده و دشوار

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ convoluter

مثال‌ها