colature
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kɔ.la.tyʁ\/
اسم
صاف کردن مایع و جدا کردن مواد درشت آن
مایع صافشده
آب از دست رفته از راه نفوذ در خاک
مثالها
Colature de sirop de chicorée.
Mots liés
colback
colchicine
colchicine
colchique
colchique
colcotar
colée
colégataire
coléoptère
coléoptère
colère
colère
colère bleue
colérer
coléreux
colérique
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی