circonvolution

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\siʁ.kɔ̃.vɔ.ly.sjɔ̃\/

اسم

  1. حرکت دایره‌ای یا بیضوی دور مرکزی کمابیش ثابت
  2. پیچ‌خوردگی برخی اندام‌ها مانند روده‌ها در شکم یا پیچ‌وخم مغز و مخچه در جمجمه
  3. بیان پیچیده و غیرمستقیم با چرخش مداوم دور یک ایده مرکزی

مثال‌ها