capucine

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · صفت · /\ka.py.sin\/

اسم

  1. راهبه‌ای از فرقه کاپوچن
  2. نامِ رایجِ چند گیاه از سردهٔ لادن، Tropaeolum، به‌ویژه لادنِ باغی، Tropaeolum majus.
  3. گل زرد، نارنجی یا قرمز این گیاه
  4. حلقه‌ای که لوله تفنگ را به قنداق ثابت می‌کند
  5. قرنیز کوچک متشکل از هلال و آب‌چکان
  6. تیر چوبی یا آهنی که سینه‌کج کشتی را به سینه متصل می‌کند
  7. کاسه سفالی دسته‌دار
  8. مداد گرافیتی
  9. محل خواب بالای کابین راننده در کاروان
  10. خود کاروان مجهز به محل خواب بالا

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ capuciner
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ capuciner
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ capuciner
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ capuciner
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ capuciner

صفت

  1. به رنگ نارنجی-قرمز

مثال‌ها