primer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\pʁi.me\/

Conjugaison du verbe primer

فعل

  1. پیشی گرفتن از کسی یا چیزی، بر آن چیره شدن و تسلط یافتن.
  2. داشتن حق تقدم یا امتیاز بر یک طلب یا وثیقه.
  3. مقام اول را داشتن، برتری یافتن، و در یک حوزه تسلط داشتن.

اسم

  1. کرم پایه یا زیرساز آرایش.

مثال‌ها