وسیلهای برای تناسبِ اندام، همانندِ یک پله که روی آن بالا و پایین میروند.
شیوهٔ ورزشِ هوازی برای تناسبِ اندام با همین وسیله.
مثالها
Départ derrière le step sur l adroite, on monte pied gauche puis droit au centre du step puis on descend à gauche derrière le step, pied gauche puis droit. — حرکت پشت استپ از سمت راست، پای چپ سپس راست را به مرکز استپ میبریم سپس از سمت چپ پشت استپ پایین میآییم، پای چپ سپس راست.
J’allais aussi faire du step ou de la course pour entretenir mon endurance de base. — همچنین برای حفظ استقامت پایهام استپ یا دویدن میرفتم.
Certains cours de step ont été créés sur une musique à 3 temps, mais ce n’est pas l’objet de ce livre. — بعضی کلاسهای استپ روی موسیقی سهضربی ساخته شدهاند، اما موضوع این کتاب نیست.