roder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁɔ.de\/

Conjugaison du verbe roder

فعل

  1. ساییدن و صیقل دادن لبه‌های قطعه برای جفت شدن با قطعه‌ای دیگر.
  2. آب‌بندی کردن موتور یا خودروی نو با کارکرد تدریجی.
  3. جا افتادن، کسب تجربه کردن و آماده شدن (گروه یا فرد).
  4. پرسه زدن، به دنبال چیزی گشتن.

مثال‌ها