praxis

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\pʁak.sis\/

اسم

  1. فعالیت قاعده‌مند و شیوه عام تفکر درباره دگرگونی محیط
  2. مجموعه فعالیت‌های مادی و فکری انسان‌ها برای دگرگونی واقعیت اجتماعی
  3. عمل، پراکسیس
  4. کنش معطوف به خود فاعل
  5. فعالیت روانی هدفمند در روانکاوی

مثال‌ها