rectification d’image
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ʁək.ti.fi.ka.sjɔ̃ di.maʒ\/
اسم
اعمال پیشپردازش برای کاهش انحرافات هندسی و رادیومتریک تصویر
Mots liés
rectifié
rectifier
rectiligne
rectitude
recto
rectoral
rectorat
rectrice
rectum
reçu
reçu
reçu de bord
reçue
recueil
recueillement
recueillie
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی