tomber sur un os

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\tɔ̃.be sy.ʁ‿ɛ̃.n‿ɔs\/

فعل

  1. با مشکلی پیش‌بینی‌نشده روبه‌رو شدن.

مثال‌ها