rimer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\ʁi.me\/

Conjugaison du verbe rimer

فعل

  1. قافیه‌پردازی کردن (توسط اشخاص).
  2. شعر سرودن، به نظم درآوردن.
  3. هم‌قافیه بودن (کلماتی که هجاهای پایانی آن‌ها صدای یکسانی دارند).
  4. جور در آمدن، همخوانی داشتن، منطقی بودن.
  5. معنی دادن.
  6. به نظم درآوردن متنی، به شکل شعر درآوردن.

مثال‌ها