flute

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · صوت · /\flyt\/

اسم

  1. ساز بادی به شکل لوله با سوراخ‌هایی که با دمیدن و انگشت گذاشتن نت تولید می‌کند؛ فلوت
  2. اشیایی که شکل این ساز موسیقی را تداعی می‌کنند
  3. شیشه پایه‌دار بلند و باریک
  4. نان باگت باریک و بلند
  5. لوله شناور حاوی هیدروفون که کشتی برای اکتشاف لرزه‌ای دریایی می‌کشد
  6. ماسوره مورد استفاده در قالیبافی

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ fluter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ fluter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ fluter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ fluter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ fluter

صوت

  1. بیانگر ناامیدی یا اشتباه؛ آخ، وای

مثال‌ها