flutter
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم
اسم
لرزش سطوح حامل
Mots liés
fluvial
fluviatile
fluviomètre
fluviométrique
flux
flux de travaux
fluxion
fly
FMI
FN
fo
foal
foc
focal
focale
focus
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی