tout d’une pièce

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\tu d‿yn pjɛs\/

قید

  1. هماهنگ و یکپارچه
  2. یکه‌تکه
  3. هم‌رنگ
  4. شخصی خشک و بی‌انعطاف

مثال‌ها