généralement parlant

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

قید · /\ʒe.ne.ʁal.mɑ̃ paʁ.lɑ̃\/

قید

  1. به‌طور کلی در نظر گرفتن موضوع.

مثال‌ها