bloquer

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\blɔ.ke\/

Conjugaison du verbe bloquer

فعل

  1. محاصره کردن؛ راه‌های ورود به جایی یا نزدیکی‌های بندری را بستن.
  2. مسدود کردن، متوقف کردن؛ نگذاشتن چیزی حرکت کند یا رخ دهد.
  3. کاملاً سفت کردن.
  4. گیر کردن؛ از کار افتادن.
  5. در تیله‌بازی، همه را شرط بستن.
  6. یکجا کردن؛ به‌صورتِ یک بسته گرد آوردن.
  7. فضای بین دو رویه دیوار یا داخل پایه پل و غیره را با سنگ‌های خام و ملات پر کردن.
  8. در چاپ، حرفی وارونه را به‌جای حرفی که در جعبهٔ حروف نیست گذاشتن.

مثال‌ها