pocher

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\pɔ.ʃe\/

Conjugaison du verbe pocher

فعل

  1. در کیسه یا جیب گذاشتن.
  2. چشم کسی را با مشت کبود کردن.
  3. غذایی را در مایع داغ غوطه‌ور کردن و پختن.
  4. تخم‌مرغ را بدون پوست در آب گرم یا آبگوشت پختن.
  5. سریع نقاشی کردن، لکه انداختن.
  6. با شابلون نقاشی کردن، لکه‌هایی مثل شابلون ایجاد کردن.
  7. با قیف شیرینی‌پزی شکل دادن.
  8. شکست خوردن.
  9. کیسه‌دار شدن، تغییر شکل دادن.

مثال‌ها