déhiscence

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\de.i.sɑ̃s\/

اسم

  1. باز شدن ناحیه شفاف برای آزادسازی بلاستوسیست
  2. شکاف طولی در اندام بسته
  3. باز شدن خودبه‌خود بساک یا میوه برای خروج گرده یا دانه
  4. پخش اعضای یک جامعه
  5. جدایی

مثال‌ها