glomérule

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡlo.me.ʁyl\/

اسم

  1. گل‌آذین متراکم و کمابیش کروی از گل‌های بدون دم.
  2. بذر چغندر.
  3. توده کروی رگ‌ها یا نورون‌ها.
  4. بخشی از مغز با تراکم بالای نورون‌های بویایی.
  5. توده مویرگ‌ها برای تصفیه ادرار اولیه.

مثال‌ها