gavage
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\ɡa.vaʒ\/
اسم
عمل خوراندن غذای بیش از حد به حیوانات یا انسانها با زور یا تشویق
خوراندن اجباری به غازها یا اردکها برای تولید جگر چرب
وارد کردن غذا به معده با لوله برای تغذیه بیماران یا افراد محروم از غذا
سوءاستفاده از اطلاعات بیکیفیت یا دستکاریکننده ذهن مخاطبان
مثالها
Le gavage des palmipèdes permet d’obtenir le foie gras, mets extrêmement prisé des gourmets.
Mots liés
gave
gavé
gavé
gaver
gavotte
gavotte
gayo
gayon
gaz
gaz de chasse
gaz de pressurisation
gaz hydrogène
gaze
gazéifier
gazéiforme
gazelle
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی