ubiquité

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\y.bi.kɥi.te\/

اسم

  1. صفت خدا مبنی بر حضور همزمان در همه جا
  2. توانایی حضور فیزیکی همزمان در چند مکان
  3. حضورِ همه‌جایی (حاضر بودن در همه جا)

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ ubiquiter

مثال‌ها