شنبه؛ ششمین روزِ هفته در تقویمِ فرانسوی، پس از جمعه و پیش از یکشنبه.
قید
روزِ شنبه؛ در روزِ شنبه. میتواند بیحرفِ تعریف با «صبح»، «شب» یا تاریخ بیاید.
مثالها
Cette avance du déjeuner donnait d’ailleurs au samedi, pour nous tous, une figure particulière, indulgente, et assez sympathique. — این پیشافتادن ناهار به هر حال به شنبه برای همه ما چهرهای خاص، بخشنده و نسبتاً دوستداشتنی میداد.
Le 19 septembre de l’an 1846, la Vierge s’était montrée à deux enfants sur une montagne, un samedi, le jour qui lui était consacré et qui était, cette année, un jour de pénitence, à cause des Quatre-Temps. — در نوزدهم سپتامبر سال ۱۸۴۶، مریم بر دو کودک بر فراز کوهی ظاهر شد، در یک شنبه، روزی که به او اختصاص داشت و آن سال روزی از ایام توبه به خاطر چهار فصل بود.
On ne fait plus d’enfants, chez nous, sauf dans les coins pouilleux, dans les milieux de misère, certains samedis de paye, après stations devant les comptoirs des bistrots. — در میان ما دیگر بچهدار نمیشوند، جز در گوشههای کثیف، در محیطهای فقر، بعضی شنبههای حقوق، پس از ایستادن جلوی پیشخوان میخانهها.