bâtarder

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · /\bɑ.taʁ.de\/

Conjugaison du verbe bâtarder

فعل

  1. دورگه کردن، ناخالص کردن، مخلوط کردن.
  2. مخلوط کردن آهک و سیمان (برای ساختن ملات باتارد).
  3. سد خاکی موقت (بندآب یا باتاردو) ساختن.

مثال‌ها