cardée
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\kaʁ.de\/
اسم
پشم یا مادهای که کارد شده و از کارد برداشته شده.
مقداری که یک بار کارد میشود.
Mots liés
carder
cardés
cardeur
cardeuse
cardia
cardial
cardialgie
cardiaque
cardiaque
cardigan
cardinal
cardinal
cardinal diacre
cardinalat
cardinale
cardinalice
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی