trifouillé

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

صفت · فعل · /\tʁi.fu.je\/

صفت

  1. با جزئیات و به شکلی عمیق کارشده
  2. به‌هم‌ریخته و درهم‌برهم

فعل

  1. اسمِ مفعولِ مذکرِ مفردِ فعلِ trifouiller

مثال‌ها