vibrionnait
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
فعل · /\vi.bʁi.jɔ.nɛ\/
فعل
سومشخصِ مفردِ ماضیِ استمراریِ فعلِ vibrionner
Mots liés
vibrionne
vibura
viburait
vibure
vibure
vicaire
vicaire
vicarial
vicariat
vice
vice
vice versa
vice-
vice-amiral
vice-amirauté
vice-bailli
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی