vergette

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\vɛʁ.ʒɛt\/

اسم

  1. چوب کوچک، ترکه کوچک
  2. چوب‌دستی با چسب برای گرفتن پرندگان
  3. میلهٔ فلزیِ باریکی که صفحهٔ شیشه‌بندِ رنگی را استوار می‌کند.
  4. برس برای تمیز کردن لباس‌ها
  5. آرایشِ مویی که آن‌قدر کوتاه زده شده که مانندِ موهای برس راست بایستد؛ موی کوتاهِ سیخ‌سیخی.
  6. حلقه‌ای که پوست طبل را کشیده نگه می‌دارد

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ vergeter
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ vergeter
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ vergeter
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ vergeter
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ vergeter

مثال‌ها