transmigration

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\tʁɑ̃s.mi.ɡʁa.sjɔ̃\/

اسم

  1. مهاجرت به کشور دیگر
  2. در اندونزی، برنامه جابه‌جایی مردم از جاوه به جزایر کم‌جمعیت
  3. انتقال روح از جسمی به جسم دیگر طبق تناسخ
  4. گذر ماده‌ای از جسمی به جسم دیگر

مثال‌ها