suspense
واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی
اسم · /\sys.pɑ̃s\/
اسم
مجازاتِ کلیساییای که با آن یک روحانی معلق اعلام میشود.
وضعیتی که یک روحانی با این مجازاتِ کلیسایی در آن قرار میگیرد.
مثالها
Un prêtre qui a encouru la suspense.
—
کشیشی که تعلیق را متحمل شده است.
Mots liés
suspens
suspenseur
suspensif
suspension
suspensoir
suspente
suspicieusement
suspicion
sustentation
sustenter
susu
susu
susurrement
susurrer
suturable
suture
suturer
suxor
suzerain
suzerain
suzeraine
suzeraineté
Svalbard
svane
بخشهای دیگر
دستور زبان فرانسه — درسهای گرامر
۱۰۰۰ واژهٔ پرکاربرد فرانسه
دیکشنری فرانسه به فارسی