photolithographie

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

فعل · اسم · /\fɔ.tɔ.li.tɔ.ɡʁa.fi\/

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ photolithographier
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ photolithographier
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ photolithographier
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ photolithographier
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ photolithographier

اسم

  1. روشی که به وسیله آن یک نمونه عکاسی روی سنگ لیتوگرافی منتقل می‌شود
  2. مجموعه عملیات شیمیایی و نوری برای تشکیل ساختارهای میکروسکوپی روی سطح یک زیرلایه

مثال‌ها