granulation

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · /\ɡʁa.ny.la.sjɔ̃\/

اسم

  1. تبدیل فلز به دانه‌های کوچک موسوم به گرنای
  2. تبدیل پودر به دانه‌های کوچک
  3. جوش دادن دانه‌های فلز گران‌بها روی جواهر
  4. ضایعات کوچک تومورمانند گرد و سفت در اندام‌ها

مثال‌ها