ganse

واژهٔ فرانسوی · معنی فارسی

اسم · فعل · /\ɡɑ̃s\/

اسم

  1. نوار نازک پشمی، پنبه‌ای یا ابریشمی برای لبه‌دوزی یا بستن دکمه
  2. خود این بست‌ها
  3. شیرینی سنتی پروانسالی از نوارهای خمیر سرخ‌شده
  4. طناب به شکل U
  5. نوعی ماکارونی پروانه‌ای

فعل

  1. اول‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ ganser
  2. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ اخباریِ فعلِ ganser
  3. اول‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ ganser
  4. سوم‌شخصِ مفردِ حالِ التزامیِ فعلِ ganser
  5. دوم‌شخصِ مفردِ امرِ فعلِ ganser

مثال‌ها